دوستان حال میتوانید پراکنده شوید، چون گفتگو با یک مداخله بینتیجه به پایان رسید!
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
چمدانی کوچک
خیالی روشن
راهی معلوم
بعد هم هوای رفتن به جایی دور!
یکی دو کتابِ ورق خورده،
خُرده نانی برای کبوتری در راه،
سایهسار دو کاج، دوسایه، دوسبز
یکیشان سر بر شانهی دیگری انگار
منتظرِ قصهنویسِ قدیمیِ همان برفها و بارانها...!
سیدعلی_صالحی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
آخرین وسوسه مسیح
نیکوس کازانتزاکیس
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
من هیچ کسم! تو کیستی؟
تو هم آیا هیچ کسی؟
پس ما یک جفتیم.
به هیچ کس مگو!
مبادا رسوایمان کنند!
چه ملال آور است،کسی بودن!
چه شرم آور است همچون غوکان
نام خود را در سراسر بهاران
به منجلابی ستایشگر گفتن!
(امیلی دیکنسون )
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
برچسب: استفراغ,
نویسنده: آوا رحیمی


برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریه ام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
پی ناقه اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بنازم به بزم محبت که آن جا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل، نشیند؟
برچسب:
نویسنده: آوا رحیمی