خالی شدن

خرید بک لینک
گرمی دوش آب سرد،گرمی دوش آب سرد
هر بار این جمله را تکرار می کنم; سرم را زیر دوش آب سرد می برم...در ناخوداگاهم می دانم که دلم می خواهد خودم را غرق کنم!
رامبراند،گویاسامین...رنگ هایش چه بودند؟!
یکسال پیش بود تابلو را دیدم، می دانم،رنگ هایش چه بودند؟!
باید کارهای زیادی بکنم،کارهای ناتمام کوچکی که در ذهنم بزرگ شده اند و عذابم می دهند، مثلا باید سعی کنم از مسیر اب کنار بروم،نفس بکشم...
صدایی در ذهنم می گوید:فقط چند ثانیه بیشتر می مانم و تمام...
به کارهای بزرگی که انجام داده ام فکر می کنم،کارهای بزرگ!؟ چه کارهای بزرگی؟!
مثلا ماههاست موهایم را زده ام که بافتنشان را دوست داشتم، رژیم غذایی ام را عوض کرده ام،ماههاست گرسنه و عصبی و ضعیفم...کارهای بزرگ...کارهای کوچک...رامبراند،گویاسامین،دارم فکر می کنم نظرم در مورد خروج بنی اسرائیل چیست؟! چرا کتاب مقدس را خریده ام؟! به دنبال چه بودم؟! سوالی دیگر، برای چه کسانی باید وقت بگذارم،چه کسی را باید دوست بدارم؟! دوست داشتن،تپش قلب،چه داروهایی می دهند؟! درمان چیست؟! ناگاه یادم می آید،قیافه ی کسانی که ازشان متنفر بوده ام،تپش؟!آنها نیازی ندارند...
کاش فیلم ون گوگ را از گوشی ام پاک نمی کردم، شاید باید وقتی بگذارم دوباره دانلود کنم،کی؟! انیمیشن حس خوبی می داد،مست کننده و گیج کننده،پیش از انکه از صحنه لذت ببرم فهمیده بودم...
باز یادم رفت نفس بکشم،دوباره نفسی می گیرم...
گرمی اب سرد،گرمی اب سرد،کشتزارم کشت کرده است سفره ام پر بار،دل من شاد،چقدر جمله های این متن را عوض کرده ام،من یک شیاد ادبی ام و این را خوب می دانم ،ذهنت را خالی کن، سعی کن بالا نیاوری...
سردی اب سرد،ماریا...ایا می دانستی فرزند تو؟! در کسری از ثانیه صدای موسیقی که در ذهنم پر می شود و بوی عطرهای سرد و ترشی که همیشه می زنم.
خم می شوم و به زحمت تمام داروهایی را که خورده ام با فکرها و واژه های بیهوده و بی سر و ته م بالا میاورم...
کار بزرگ امروز من،خالی شدن!!!

هنر گناه نیست...

ما را در سایت هنر گناه نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1397 ساعت: 2:14

صفحه بندی