منیر

خرید بک لینک
می خواهم به یادش بمانم:
شاید او مرا بیش از خودم می شناخت.
می گوید می دانی اهل لوامه که هستن؟
خود را بدتر از آنچه که هستند نشان می دهند, تا به رستگاری برسند. تو مثل آنها هستی.
تو طلای با ارزشی که راحت بدست نمی آیی. ساخته می شوی. متفاوت و خاص.تو قلب جماعت. دوست پیر و جوان من.قلب مهربان تو که امید بخش است و از زندگی سخن می گوید.ذات تو که با ارزش ها عجین شده است. یاد آوری ای که من به خودم می کنم:او فقط بیست و دو سال دارد. چه به سرعت بزرگ شده ای.و این رنج حاصل از آگاهی چقدر تو را خواهد آزرد. نگران نیستم که پیش بینی می کنم و می بینم آینده را. تو الهام بخش خواهی بود.

می خواهم حرفهایش جایی ثبت شود. می ترسم چنین نشود. می ترسم از این من یک نفر که سخت است, لج باز است, زیاد می داند, همه چیز می خواهد, جسور است, گستاخ است. می ترسم از خودم. این را به او نگفته ام. نمی داند که چقدر من دشمن من هستم.درونم نشسته ام, منتظرم پایم بلغزد پرتاب شوم, به قعر تاریکی اندیشه ی خود.نمی داند چقدر خوب است بودنش. حرف زدنش. گفتنش!
چقدر دلم برایش تنگ می شود. می خواهم همیشه به یادش بمانم.
این زن.اولین نامی که به اسم او شنیدم:
منیر

هنر گناه نیست...

ما را در سایت هنر گناه نیست دنبال می‌کنید

برچسب: منیر, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:07

صفحه بندی