نغمه می خواند و می سراید که طالع ساخته ی خویشتن خویش است و نقش فلک در آن کذب محض است.
غارتگر آگاهانه ی هوش و شعور بشری نشوید و بنگرید که آن چه برایتان روزی می توانست مقدس باشد چگونه در زیر تلی از پستی ها پنهان شده و عاجزانه شما را می خواند.
نقش نفسهایمان پر رنگ است.و در این میان باید چیزی گزاف بپردازیم.کیست بزرگ مردی که برخیزد،بدترینها را بچیند و فریاد زند:"برای نجات انسان چه باید کرد؟!"
پیش از آن که به برترین غایتهای تقاضا شده اش برسد متوقف می شود و آن چه در زمان باقی می ماند امیدی واهی ست که در پس لبخندی ملیح فضا را کدر می کند.
و گویی تنها نقش ما چرخاندن جریان دایمی حیات است. گویی اوج گاهی صفر است.شگفت از نسق صیانت حایل که چنین پیچیده می گذرد.
هنر گناه نیست...
ما را در سایت هنر گناه نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12