نسق صیانت حایل

خرید بک لینک
و این خویشتن خویش است که حیران از قدرت سکوت مصرانه می نگرد و این القای نگاه خیره اش خیره می کند و می پرسد:'که کجاست آن پراش احساسات عاشقانه ی بشری ات؟!'من در حسرت تجربه ی زمان هستم و اجازه ی ورود به دایره ی حوادث به من داده نمی شود.من شنیده ام که چگونه پراش احساسات عاشقانه ی بشری هر کس را به دری راند و خود عاقبت عقب نشست.یادآور گفته ی زالی می شوم که حماسه ی چرخه های زندگی را می خواند و او بود که بدرستی درک کرد تلاش برای بقای داستان،بازی نمادینی ست و دو راهی آغازین داستانی دگر.و این غرور هرگاه که می آید،ندا می دهد و بر خود می بالد.می بیند که خود را هر بار بزرگتر می بینیم.دریغ از علم به برهان دایمی شکستگی ها و محرومیتهایمان:طالع.

نغمه می خواند و می سراید که طالع ساخته ی خویشتن خویش است و نقش فلک در آن کذب محض است.

غارتگر آگاهانه ی هوش و شعور بشری نشوید و بنگرید که آن چه برایتان روزی می توانست مقدس باشد چگونه در زیر تلی از پستی ها پنهان شده و عاجزانه شما را می خواند.

نقش نفسهایمان پر رنگ است.و در این میان باید چیزی گزاف بپردازیم.کیست بزرگ مردی که برخیزد،بدترینها را بچیند و فریاد زند:"برای نجات انسان چه باید کرد؟!"

پیش از آن که به برترین غایتهای تقاضا شده اش برسد متوقف می شود و آن چه در زمان باقی می ماند امیدی واهی ست که در پس لبخندی ملیح فضا را کدر می کند.

و گویی تنها نقش ما چرخاندن جریان دایمی حیات است. گویی اوج گاهی صفر است.شگفت از نسق صیانت حایل که چنین پیچیده می گذرد.

هنر گناه نیست...

ما را در سایت هنر گناه نیست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 15:44

صفحه بندی