مقابل من اخرین البوم عکاسی است.
آمدن ها, رفتن ها, خنده ها, گریه ها.هر چه که بوده, آن چه که پس از این خواهد بود.
مزه این قهوه تلخ تر از تلخ ترین روز زندگی من است. تیرگی!
رنگ پسند.آوازها, نغمه ها, آرواره ها, فریاد ها.
این قهوه ی تلخ را تا پایان داستانم می نوشم.
شب دراز است و من
حرف هایی برای گفتن دارم.
صحنه هایی برای دیدن.
دست هایی برای گرفتن.
طعم این قهوه چه تلخ است, باکی نیست, باکی نیست.
همین تلخی را دوست دارم.
هنر گناه نیست...